۱۳۹۸/۰۴/۲۷ - ۱۷:۱۹
برگزیده دوره چهارم

خانم سیده اعظم حسینی

سیده اعظم حسینی    تهران    1351    لیسانس فقه و مبانی حقوق از دانشگاه تهران    از سال 1372 تا 1380 به عنوان دبیر و معاون فرهنگی دبیرستان‌های شهر تهران مشغول به کار بوده و از سال 1381 تاکنون مسئولیت واحد زنان دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی را عهده‌دار است. او طی سال‌ها فعالیت و کارشناسی مستمر کتاب خاطرات زنان دفتر ادبیات و هنر مقاومت، مصاحبه‌های متعددی به صورت صوتی (قریب به سه هزار ساعت)، تصویری و مکتوب در حوزه خاطره‌نویسی جنگ به انجام رسانده. همچنین برای تکمیل مطالعات جنگ و ایجاد بستری برای شکل‌گیری خاطرات مستند بیش از 50 سفر تحقیقی و پژوهشی انجام داده است. از او مصاحبه متعددی در مطبوعات و صدا و سیما پخش و منتشر شده است. باید به این فعالیت‌ها، نشست‌های تخصصی در زمینه خاطره‌نگاری را نیز افزود. ایشان دو دوره از داوران جشنواره ادبی جلال آل‌احمد در سال‌های 1390 و 1391 بوده است. 
خانم سیده‌‌اعظم حسینی نویسنده اثر فاخر «دا»ست که تاکنون - در عرض چهار سال- بیش از 150 بار تجدید چاپ شده است. این کتاب در دومین دوره برگزاری جایزه ادبی جلال آل‌احمد - سال 1388- حائز رتبه اول در حوزه مستندنگاری شد. بنابر اساسنامه جایزه ادبی جلال آل‌احمد هدف از اهدای این جایزه ارتقای زبان و ادبیات ملی – دینی از رهگذر بزرگداشت پدیدآورندگان آثار ادبی برجسته بدیع و پیشرو است. تاکنون هیچ اثر دیگری در این حوزه موفق به کسب این رتبه ادبی نشده است. کتاب «دا» در کارنامه خود، موفقیت در سیزدهمین جشنواره کتاب سال دفاع مقدس بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس؛ نهمین دوره کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور، کنگره ملی تجلیل از ایثارگران، کتاب منتخب نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، اقتباس در نمایشنامه رادیویی، سریال انیمیشن، سریال تلویزیونی، ترجمه به زبان‌های انگلیسی، عربی، ترکی استانبولی، بلوچی، اردو و بوسنیایی را دارد و تاکنون موضوع بیست و پنج پایان‌نامه دانشجویی در مقطع کارشناسی ارشد قرار گرفته است.
مولف کتاب دا در حال حاضر به تالیف و نگارش آثاری در حوزه مقاومت افغانستان، ایران و عراق اهتمام دارد که برخی از آنها بزودی آماده انتشار می‌شوند.
در کنار دغدغه اصلی ایشان که تولید محتوا در حوزه ادبیات مقاومت است، کارهایی نظیر جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیر‌نقدی برای حمایت از خانواده‌های نیازمند در استان‌های مرزی، کمک به جبهه مقاومت سوریه، ایجاد بستر درمانی برای محرومین مرزی، تامین کتاب برای تجهیز چندین کتابخانه و ... دیده می‌شود.     خدا می‌داند که من اصلا و ذره‌ایی به این کار راضی نیستم. باور بفرمایید نه تنها راضی نیستم که غمگین و مکدر هم می‌شوم.
در میان کار عظیم ایثارگران و شهدا؛ آنانکه در میان سیاهچاله‌های دشمن جان دادند و نفس‌شان به شماره افتاد، همچو منی چه جایی و جایگاهی دارم. 
بسیار کسانی که از جغرافیای انقلاب و اسلام  بیرون افتادند و نام‌شان از دایره مخلصان حذف شد، به این نکته مهم بی‌توجه شدند که قدر خود را ندانستند.
خدا بیامرزد کسی را که قدر خود را بداند. قدر خود به آن معنا که خود و جایگاهش را بشناسد.
پافشاری و سرپیچی من از لطف و امر شما هم، به همین دلیل است.
وقتی من خانم صفیه ایران آبادان، فرشته بدری اهواز و ... را می‌شناسم که جوانی‌شان در خدمت به مجروحان جنگ گذشت و پس از جنگ مال و جان و آبرویشان در خدمت محرومین و مستضعفین قرار گرفت و همچنان، یار مظلومان و پابرهنگانند و از همه وجودشان گذشتند، چطور می‌توانم چنین جایگاهی که شما و دوستان برای من حقیر ترسیم می‌کنید، بپذیرم.
از محضرتان تقاضامندم مرا از پذیرش این رتبه و تقدیر معاف کنید و بی‌ادبی و قدر‌نشناسی مرا ببخشید. 

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود